|
وب نوشته های حامد کسایی
|
خدایاچگونه زیستن را به من بیاموز ....
خود چگونه مردن را خواهم آموخت.
دکتر علی شریعتی
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هر چه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی سوز نی،آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دلسوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمم يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
بعضی از آن ها به تو توجه می کنند
بعضی ها عا شقت می شن.
بعضی ها آرزو دارند هديه شان را بپذيری
بعضی ها فکر می کنند که تو برای آن ها ۱ هديه ای.
بعضی ها دلتنگت می شوند.
بعضی ها برای موفقيت ها يشان جشن می گيرند.
بعضی ها قدرتت را تحسين می کنند.
بعضی هافقط می خواهند با تو با شند.
وبعضی ها شانه هايت رابرای گريه هايشان
بعضی هافقط حما يت تو رو می خوان.
و همه احتياج دارن تا اين ها رو به تو بفهمانند
اما هرگز از آرزو کسی مگريز شايد اين تنها چيزی باشد که ان ها در زندگی دارند.
روزنامه ی جمهوری اسلامی از اینکه شورت و کرست های زنانه در بازارهای عادی فروخته می شود شاکی شده و پیشنهاد می کند بازاری مخصوص این کار ساخته شود. من پیشنهاد می کنم یک کمیته هم باید تشکیل بشود که بر طرحها و رنگهای این اقلام نظارت بکند، چون بعضی از آنها توری و تعدادی آنقدر خلاصه و کوتاه هستند که عملاً جایی را نمی پوشانند و کفار آنها را برای تحریک ساخته اند. برخی را هم با چنان رنگهای تند و پارچه های گل مگلی درست می کنند که با دیدن آنها در جا ایمان مردها مثل کفتری پرزده می رود پی کارش. آیا این انصاف است که مردی با هزار مکافات ایمان خود را پرورش بدهد آنگاه یک مثقال شورت ناقابل که در دکانی آویزان است آنرا بر باد بدهد؟
به نظر ما مردها، که نظر سایر آیات عظام هم هست، مقصرهای اصلی خود زنان هستند. اگر آنها این اجناس کافرمآبانه را نخرند یک عده سود جو با آویزان کردن آنها بر در و دیوار اینگونه به جان ایمان ما نمی افتند. لذا هر چه زودتر باید کمیته ی "بازدید لباسهای زیر" گشت زنی خود را شروع و زنان مشکوک را مورد بازدید شورتی قرار دهند. در صورتی که شورت و کرست آنها از نوع بی عفتی بود آنرا در جا پاره کرده آنها را محکوم به دو سال پوشیدن شورت خشت مالی مردانه در انظار عمومی بکنند. و من الله توفیق .
چرا من هر چی داد می زنم کسی به دادم نمی رسه ؟
اينو هم می دونم
يعنی مطمئنم که خدا منو دوست نداره....
آره دوسم نداره.....
آخه ، اگه خدا می خواست منو اينقدر اذيت کنه ، برای چی منو آفريد ؟
خوب حالا که آفريده ، بايد تا آخرش باهام می بود....
ولی اون همين گوشه کنارا نگه داشت .
بهم گفت پياده شو ، بقيشو خودت بدو.
ديگه حوصله هيچ چيز و هيچ کسيو ندارم .
می خوام اينترنتو که تنها سرگرمی منه ، ببوسم ، بزارم کنار.
می خوام برم ديگه بر نگردم .
موضوع انشاء:چه زود بزرگ شدیم

خدای من چه زود گذشت.چقدر زود بزرگ شدیم.
یاد روزهای مهد کودک،یاد روزهای دبستان،بازیهای کودکانه،یادش بخیر.
یاد مربی مهد کودکم،یادعلی رضا،سارا،مهدی،محمد،مریم،مهرداد،همبازیهای مهدکودکم بخیر.
یاد بابام با موهای سیاه،یاد جوونیهای مادرم،یاد اون شلواری که هیچ وقت دوست نداشتم بپوشمش،بخیر.یاد گریه کردنهام توی خیابون برای بستنی،بخیر.چه زود گذشت،چه زود گذشت.
یادش بخیر،سال اول ابتدایی:بابا چند بخشه،مادرچند بخشه.

دیکته های بیست،شاگرد اولی هام،مبصری هام.چه زود گذشت،چه زود بزرگ شدم.
من یار مهربانم----داناو خوش بیانم،مسافر صحرا،تصمیم کبری رو کی یادش می آید.
یادش بخیر دیکته ایی رو که یازده گرفتم،چقدر گریه کردم.
یادشون بخیر معلمام،خانم الفت،خانم شادپور،خانم وشاهی،آقای چهارلنگ،آقای حساوی.
یادشون بخیر همکلاسی هام،دوستان تو کوچه م،توپه بازی هام،سر شکستنهام،کتک خوردن هام.
یادش بخیر جدول ضرب،نمی دونم چرا هیچ وقت 7*6رو یاد نگرفتم(کمکم کنید).
یادش بخیر،دستم تو دست مامان،دستم تو دست بابا،توی خیابون بستنی میخوردیم.
یادش بخیر،آتاریم رو میگم،جایزه ی معدل بیستم،چه حالی میداد اتاری بازی،چه حالی می داد دوچرخه بازی.
یادش بخیر آزیر خطر،چراغهای خاموش،عراقی های نامرد.
یادش بخیر،زبری ریش بابام،هر وقت می بو سیدم ریشش اذیتم می کرد.
یادش بخیر روزی که خواهرم به دنیا امد،چه روز خوبی بود.
یادش بخیر،بازی با دایی،چقدر گولم میزد(یادته دایی).
یادش بخیر بازی با پسر دایی،دختر دایی،دختر خاله،پسر خاله،پسر عمه وپسرعموو.............
یادش بخیر اون روزی که زنبور نیشم زد.یاد اون روزها که دست وپام توی فوتبال زخمی می شد.یاد کچل کردن های دورهی ابتدایی.
یاد دوره ی راهنمایی،یاد فرار از مدرسه،یاد عیدی هایی که تو نوروزاز مامان وبابام می گرفتم.
یاد روزی که داداشم به دنیا امد.یاد ماشینمون،یاد دبیرستان.یادش بخیر.
حالا از اون روز ها فقط یه خاطره مونده،چند تا عکس وچند خط نوشته.
یادش بخیر،مسافرتها،چه حالی میداد.شیرازوتبریز،اصفهان وتهران.یاد مشهد وامام رضا،یاد شمال رفتنا،یاد ایران گر دیها بخیر.
یاد درس نخوندنهای دوره ی دبیرستان،یاد فضولی هام،اذیت کردن ام،دختر بازی هام بخیر.چقدر زود گذشت.یاد شب درس خوندن هام،یاد تجدیدی هام،یاد تقلب کردن هام .
یاد همشون بخیر.
یاد آرزوهام،یاد دعاهام،یاد اتاق اسباب بازی هام.یادشون بخیر.
میرفتیم استخر،چه حالی می داد.
یاد شب نشینیهام با مهزیار.
یادش بخیر روز اول دوستیم با نصرالله(نصرالله یادته).
یادش بخیر قهر کردن هام،گریه کردن هام(مامان یادته).
یادش بخیر،چقدر کشتی میگرفتم با بابام،چه حالی می داد(بابایی یادته).
یاد پشت کنکوری،کتابخانه،درس وتست بخیر.
یاد سکوت هام،یاد فکر کردن ام،یاد خنگ بازی هام،بد شانسی هام،یادشون بخیر.
یادش بخیر،عشقمو می گم،روزی که دیدمش چه حالی شدم.چقر فکر کردم،یاد شب فکر کردن هام.یاد دوست داشتن ام.یادشون بخیر.
یاد اونهایی رو که یاد ندارم،یاد اونهایی رو که دوست ندارم،یادشون بخیر
چه زود بزرگ شدم،چه زود بزرگ شدیم.
چه زود می رسه،اون روزی،که یاد امروز رو بخیر میکنم.
یادش بخیر،اول انشام رو می گم.چه زود گذشت،چه زود بزرگ شدیم.
