تبليغاتX
سی و یک اسفند
وب نوشته های حامد کسایی
امروز خیلی خوش گذشت.

پ.ن: متفاوت با تمام روزهای شنبه!

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25   توسط حامد  | 

دو قطره بارون میاد، همه جا رو سیل می بره.

اون دو قطره بارون نمیاد، همه از خشکسالی می میریم.

پ.ن۱: بارون بیاد مشکل داریم! بارون نیاد مشکل داریم! خدا هم مونده با این کشور چه کنه!

پ.ن۲: بیست دقیقه بارون اومد، همه ی اهواز کارون شد!

پ.ن۳: عکسای بارون اهواز

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24   توسط حامد  | 

امروز باز آفتاب از بهار طلوع کرد... 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18   توسط حامد 

ای کاش زندانی های ایرانی هم انگلیسی بودن!!!

پ.ن: ای کاش خودم زندانی انگلیسی بودم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/16   توسط حامد  | 

مرتضی مطهری: زن در چادر مانند گوهری در صدف است.
ایرج میرزا: تو سیری یا پیازی که اندر بغچه می‌نازی.

پ.ن: کلمات همه رو به بازی گرفتند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/15   توسط حامد  | 

خون بر شمشیر پیروز است!!! = سُم بر پنجه پیروز است!    

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/12   توسط حامد  | 

خنده بر هر درد بی درمان دواست...

مرگ بر هر درد بی درمان دواست...

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/10   توسط حامد  | 

هر روز که می گذرد برگی از تقویم زندگی ام ساقط می شود...

                                                                      *تولدم مبارک*

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/02   توسط حامد  | 

حالا دیگر فرقی ندارد پاییز و زمستان و بهار... تو باش! همیشه همه چیز مست شادی می ماند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/01   توسط حامد  |