تبليغاتX
سی و یک اسفند
وب نوشته های حامد کسایی
 دو سال پیش در چنین روزی ما با همه وجود پیمان بستیم در سختی و آسایش، در شادی و غم، در سلامت و بیماری کنار هم باشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26   توسط حامد  | 

وقتی می بینم مدام یک جاهایی کم می آورم، خسته تر می شوم، بی حوصله، سرگردان و بی انگیزه. کم کم کنار می کشم، گوشه ای را می گیرم و می نشینم. گوشه را گرفتن فرصتی است برای سکوت کردن، برای این که در خلوتم فقط خودم باشم و خودم و این دنیا و آدم هایش به هیچ کجایم هم نباشد. بعد کم کم شروع می کنم به بازسازی، مغز و قلب و روح و جسمم را باید بازسازی کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/07   توسط حامد  |